الشيخ السبحاني
120
هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )
از اين جمله همان را مىفهميم كه از جملهء « زيد موجود است » مىفهميم ؟ يعنى خدا واقعيتى دارد كه طارد عدم و نافى آن است ، اگر چه ميان هردو نوع موجود ، تفاوت زياد است ، يكى قائم به نفس بوده و ديگرى قائم به غير است ، در يكى وجود عين ذات اوست و در ديگرى زايد بر ذات او مىباشد . يا اين كه از اين جمله ضدّ آنچه را مىفهميم كه از جملهء زيد موجود مىفهميم ، در اينصورت نفى وجود از صانع شده نه اثبات وجود و يا اينكه از اين چيزى نمىفهميم ؟ در اينصورت نتيجهاى جز تعطيل معارف الهى و سدّ باب معرفة اللّه ندارد . اينها ، يك سلسله براهينى است كه از طرف فلاسفه براى اثبات اشتراك معنوى بيان شده است و باز براهين ديگرى در كلمات قوم ديده مىشود كه براى اختصار از نقل آنها خوددارى مىگردد . « 1 » * * *
--> ( 1 ) . به جلد اوّل اسفار ( ص 35 ) ؛ شرح تجريد علّامه ( ص 4 ) ؛ شرح تجريد قوشچى ( 8 - 7 ) مراجعه شود .